آیا نداشتن تفکر سیستمی در شیوع کرونا تأثیرگذار است؟

تفکر سیستمی

آیا نداشتن تفکر سیستمی در شیوع کرونا تأثیرگذار است؟

علت بسیاری از کجرویها نداشتن دیدگاه درست خصوصاً تفکر سیستمی است.

ذهنیت برخی از افراد با شنیدن تفکر سیستمی ناخودآگاه به سمتوسوی سیستم هدایت میشود.

مثلاً وقتی از آنها میپرسیم آیا در سازمان شما نگاه سیستمی وجود دارد میگویند بله.

ما همه کارها را توسط سیستمها و نرمافزارها انجام میدهیم.

در این نگاه آنها سیستم داشتن را به معنی نظم داشتن به کار میبرند درحالیکه تفکر سیستمی فراتر از آن است.

 

تفکر سیستمی دیدن اهداف، رفتارها و مرزبندیهای مؤلفههای یک مجموعه است.

تبعات روابط مشخص شوند و درواقع سیستم به یک نظام تبدیل شود نه نظم.

در این نوع نگرش تفکیک کردن مسائل و دغدغههای شخصی یا سازمانی لزوماً منجر به گرفتن پاسخ درست و کامل نخواهد شد.

باید بهصورت جامعتر به ساختار کلی اندیشید و بهصورت فردی و تکی به آن نگاه نکرد. با این نگرش خروجی کار بهسوی راهبری و بهتر شدن ساختار یک مجموعه بهصورت اجزایی مرتبط و مؤثر هدایت میشود.

 

یکی از بهترین نمونهها همین رویارویی مردم و جامعه جهانی در مواجهه با همهگیری ویروس کرونا یا COVID19 است. 

قطعاً اگر فردی در افریقا به این ویروس مبتلا باشد، شهروند استرالیایی نمیتواند به آن بیتفاوت باشد زیرا این شیوع میتواند بهراحتی توسط انسانها به کشورهای دیگر منتقل شود.

 

یک سیستم از اجزای مختلفی تشکیل میشود که همواره با یکدیگر در تعامل و همکاری هستند.

در این تعامل چند مؤلفهٔ اصلی وجود دارد: 

 

  1. هدفی که برای آن سیستم تعریفشده است
  2. رفتارهای هریک از اجزاء نسبت به یکدیگر
  3. مرزبندی بین وظایف برای مؤلفهها

 

با این توضیح اولیه درک میکنیم نقطهٔ مهم یک سیستم، تعامل بین اجزای آن است.

درواقع اگر بین اجزای سیستم تعاملی وجود نداشته باشد ما با یک سیستم روبرو نشدیم، با یک مجموعه مواجه شدهایم.

در راهبری هر اجتماعی طرف نظر از کوچکی و بزرگی- هرگاه توانستیم تفکر سیستمی را جایگزین کنیم و در پس آن رفتار سیستمی را اعمال کردیم، ساختار آن مجموعه را بهسوی پایداری و توقفناپذیری سوق خواهیم داد.

مثالهای این اجتماع محیط خانواده، بنگاههای اقتصادی، شرکتهای خرد و کلان و در نقطهای بالاتر، اداره یک کشور است.

 

در هر موردی که صحبت میکنیم باید بهوضوح هدف خود را کاملاً شفاف و روشنبیان کنیم.

هیچ سیستمی بدون داشتن یک هدف واضح قابلتعریف نیست.

مثلاً برای درست کردن اقتصاد یک مجموعه باید معیارها و اهداف را در مقایسه باهدفهایی همراستا تحلیل کرد تا بتوان به نتیجه درست و قابلاجرا رسید.

 

تلاش کنیم این جامعنگری تفکر سیستمی را در همه حوزهها ازجمله زندگی، کسبوکار، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی به کار ببندیدم.

  

 

پس از خواندن این متن، پیشنهاد می‌کنم نوشته‌های زیر را نیز بخوانید:

بررسی چگونگی طراحی سیستم اجرایی چابک برای اقتصاد ملی

معرفی مهم‌ترین الگوریتم انسان

حرفه‌ای هستیم یا مدعی؟

کتاب عمل‌گرایی

 

در همین رابطه بخوانید:  نکاتی در مورد نحوهٔ برگزاری مسابقه کتاب‌خوانی

 

 

(بازدید امروز: ۱)

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz