تأثیر مسئولیت‌ پذیری در توسعه فردی

مسئولیت پذیری

تأثیر مسئولیت‌ پذیری در توسعه فردی

میخواهم در مورد مسئولیت پذیری صحبت کنم، جملهای که تاکنون زیاد شنیدهایم و این شنیدن نیز همواره با تأکید همراه بوده است.

آن جمله این است:

«مسئولیتپذیر باش.»

بهراستی آیا درک درستی از این جمله داریم؟

اصلاً مسئولیت چیست و چرا باید آن را بپذیریم؟

در آغاز نگاهی اجمالی به تعریف واژهٔ مسئولیت میاندازم.

 

تعریف مسئولیت:

در فرهنگ معین مسئولیت یعنی آنچه انسان عهدهدار و مسئول آن باشد.

در واژه نامه دهخدا مسئولیت یعنی ضمانت. ضمان. تعهد. مؤاخذه.

همچنین مسؤولیت داشتن یعنی مسئول بودن. متعهد بودن. موظف بودن.

 

علی صفائی حائری در کتاب «مسئولیت و سازندگی» در تعریف مسئولیت آورده است:

«مسئولیت درختی است که زمینهاش شناختها هستند و ریشهاش اعتقادها و بهارش بحرانها و حادثهها و گرفتاریها.

هنگامیکه زمینهها غنی بودند و سرشار و ریشهها محکم بودند و زنده، در هر بهاری این درخت شکوفه میدهد و بار میآورد و حتی هیچ آفتی نمیبیند؛ چون آفتها از کمبود تغذیه و فقر زمینهها مایه میگیرند.

اگر کسی در این زمینه و با این ریشهٔ مرده مسئولیتی را گردن گرفت جداً آدم مفلوکی است که دارد با احساسات و عادتهایش زندگی میکند، نه با انتخاب و سنجش و ارزیابیاش.

آنها که شناختها و عقیدهها را ازدستدادهاند و بازهم آدمهای خوب و مسئولی باقیماندهاند توجیهی جز عادت و یا حماقت برای خوبیها و مسئولیتشان نیست.»

 

بخش روانشناسی بیتوته در تعریف مسئولیت چنین نوشته است:

«مسئولیت به معنای ضمانت و تعهد است. مسئولیت چیزی باکسی بودن، یعنی به گردن او، در عهده او، در ضمان و پایبندی او بودن است.

بنابراین هرگاه انسان متعهد به انجام کاری میشود در حقیقت مسئولیت انجام آن کار را پذیرفته است.»

 

جدای تعریفهای گفتهشده و تقسیمبندیهای متعددی که در این زمینه وجود دارد، به نظر من مسئولیتها را میتوان به دودستهٔ کلی تقسیمبندی کرد:

دستهٔ اول مسئولیتهای اجباری:

این نوع از مسئولیتها بنا به خواست ما نیستند و ما از روی ناچاری مجبور به پذیرفتن آنها هستیم.

«زندگی» اولین مسئولیت اجباری ماست. از لحظهای که به دنیا میآییم مجبوریم مسئولیت زندگیمان را بر عهده بگیریم و تا آخر عمر این مسئولیت ادامه خواهد داشت.

«اعمال، رفتار و کلام» ما که در حیطهٔ زندگی انجام میشود نمونهٔ دیگری مسئولیت پذیری است. 

در پی هر رفتاری که انجام میدهیم یا هر کلام و سخنی که بر زبان میرانیم تعهد و ضمانتی ایجاد کردهایم. 

پسازآن مجالی برای گریز نیست.

 

 

دستهٔ دوم مسئولیتهای اختیاری:

دستهای دیگر از مسئولیتهای ما بهطور کامل در اختیار ماست. در اصل این ما هستیم که در پدید آوردن آنها اختیارداریم. 

تفاوت اساسی اینجاست که تا قبل از اینکه آنها را به وجود آوریم هیچ تعهدی وجود ندارد ولی بهمحض ایجاد، دیگر نمیتوانیم از پذیرش آن سر باز بزنیم. چون ما بنا به خواست خود آن را ایجاد کردهایم.

 

«ازدواج» یکی از این موارد است. تصمیم برای تشکیل خانواده یک امر اختیاری است. 

تا زمانی که ازدواجنکردهایم مسئولیت زندگی شخص دیگری را بر عهده نگرفتهایم. 

بهمحض اینکه زندگی مشترک را آغاز کنیم مسئولیت خانواده بر عهدهٔ ما قرار میگیرد. 

چه بخواهیم و چه نخواهیم از آن به بعد این نوع مسئولیت از قالب اختیاری خارجشده و در دسته اول قرار میگیرد و تبدیل به مسئولیت اجباری میشود.

 

مثال دیگر «فرزند» است. مادامیکه فرزندی در کار نباشد تعهدی نیز در قبال آن نیست. 

بهمحض تولد فرزند، این مسئولیت اختیاری به اجباری تغییر شکل میدهد.

 

 

انسان هیچگاه نمیتواند از زیر بار تعهدات و تضمینات خود شانه خالی کند. هر برهان و دلیلی که برای فرار از آنها ارائه شود بهانهای بیش نیست.

عادت کنیم به قول و ضمان خود احترام بگذاریم و تاآخریننفس و به عالیترین روش بر آنها پایبند بمانیم.

 

از شما میپرسم، آیا شما انسان مسئولیتپذیری هستید؟

 

 

#هدف_برنامه_حرکت

 

پس از خواندن این متن، پیشنهاد می‌کنم نوشته‌هایی زیر را نیز بخوانید:

کتاب عمل‌گرایی
مهاجرت، روشی برای دست‌یابی به زندگی عالی یا راهی برای فرار از مسئولیت‌ها

 

 

(بازدید امروز: ۲۱)

دیدگاه بگذارید

2 نظرات روشن "تأثیر مسئولیت‌ پذیری در توسعه فردی"

avatar
ترتیب:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
بهراد جاود
مهمان

در بین نزدیکان کهن سالی که دارم این مسئولیت پذیری خیلی به چشم می‌خورد، اما متاسفانه برخی از دوستان جوانم کلا درکی از مسئولیت پذیری ندارند. در مورد خودم، همیشه سعی کردم وقتی حرفی می‌زنم و مسئولیتی را قبول می‌کنم هر طور شده سر حرفم بمانم. این‌که چقدر موفق بودم را باید نزدیکانم بگویند. ممنون

wpDiscuz