توسعه فردی را از کجا آغاز کنیم؟

فقر فرهنگی

توسعه فردی را از کجا آغاز کنیم؟

چند روز پیش در اتوبان کردستان مشغول رانندگی بودم. به فاصلهٔ تقریبی ده متر جلوتر از من، اتومبیلی شاسیبلند و گرانقیمت در حال حرکت بود. 

چند لحظه بعد با صحنهای روبرو شدم که تا چند روز فکرم را مشغول کرده بود. 

در حین حرکت، رانندهٔ ماشین جلویی شیشهٔ اتومبیل را پایین کشید و آشغالی که شبیه به تکهای پلاستیک بود به بیرون پرت کرد.

 

با مشاهدهٔ  این صحنه احتمالاً این جملات به فکر ما میرسد:

         این‌که چیز جدیدی نیست، صدبار دیدهشده، خیلی هم عادی است.

         شعور به پول و ماشین گرانقیمت نیست.

         ثروت شخصیت نمیآورد.

         سخت نگیر، رفتگرها هم باید نانشان حلال شود (!) {شنیدم که میگم}

دهها جملهٔ دیگر را میتوان به‌کار برد ولی من میخواهم از منظر دیگری این موضوع را بررسی کنم.

 

چه میشود که یک انسان کوچکترین و سادهترین قواعد زندگی را نادیده میگیرد؟

بعضی از ما آدمها دوست داریم منشأ همهٔ ناهنجاریهای فردی و اجتماعی را از گردن خود برداشته و بر دوش «دیگران» بیندازیم.

این «دیگران» هم بسته به جایگاهی که در آن قرار داریم تعریف میشوند. برخی از ما «دیگران» را دولت میدانند. 

برای بعضی دیگر «دیگران» خانواده، جغرافیا، شهر و محلهای است که در آن رشد کردهاند.

 

اینگونه افراد قربانی هستند.

قربانیها کسانی هستند همیشه خود را نابودشده و قربانیِ مسئولیتهای انجامنشدهٔ خود توسط دیگران میدانند.

به نظر من، این آدمها واقعاً قربانی هستند ولی قربانیانی که با دست خود، خود را به قربانگاه بردهاند. 

می‌دانید چرا؟ چون از این کار سود میبرند. آنها از مسئولیتهایشان فرار میکنند.

با بازی کردن نقش قربانی، بهراحتی میتوانند سرپوشی بر بیقیدی و بیمسئولیتیشان قرار دهند.

 

برگردیم به بحث اصلی و پرسشی که مطرح کرده بودم.

دستهای دیگر از افراد کسانی هستند که دائماً دم از رفتارهای درست و جامعهای شرافتمند میزنند.

مدام نقل کلامشان جوامع اروپایی و کلاً جهان اول است.

از هر ده جمله، نُه جملهشان تعریف و تمجید از فرهنگ و انسانیت کشورهای آلمان و هلند و سوئد و فلان کشور است. 

عموماً هم با مقایسهٔ کشورمان و سایر کشورها به نتایج شگفتی میرسند(!)

اغلب هم با این جمله بحث را به پایان میرسانند: آقا ما هیچوقت درست نمیشویم. آنها با ما خیلی تفاوت دارند.

 

من با این دیدگاه مشکلی ندارم، چهبسا خودِ من هم بنا به نیاز این موضوع را مطرح میکنم ولی آنچه اهمیت دارد این است که پس از همهٔ این مباحث بتوانیم راهکار مناسبی را ارائه کنیم.

صرفنظر از بسیاری دلایل، جامعهٔ ما بهشدت از فقر آموزشی رنج میبرد. 

یکی از مهمترین تفاوتهای کشورهای توسعهیافته با کشورهای شبیه ما همین است. 

در آنجا این آموزشها از کودکی در مهدکودکها، دبستانها و همزمان و بهصورت موازی در رسانهها و مراکز فرهنگی و اجتماعی آغاز می‌شود و تا سنین نوجوانی و جوانی ادامه دارد.

در جامعهٔ ما داستان قدری متفاوت است. 

بسیاری از تکنیکها و مهارتهایی که باید به آنها پرداخته شود اصلاً در ساختار آموزشی و فرهنگی تعریفی ندارند.

 

چه باید کرد؟

کمترین کاری که میتوان انجام داد این است که افراد بخشی از زمان و انرژی خود را بهجای هدر دادن، نق زدن و فرار از مسئولیت، به آموزش اختصاص دهند.

به نظر شما انداختن آشغال از پنجرهٔ اتومبیل در خیابان به چه چیزی مرتبط میشود؟

اگر از همین آدم بپرسید آیا در خانهٔ خودت هم زبالهات را کف اتاق میاندازی چه پاسخی خواهد داد؟

آیا این شخص در ذهنش جایی برای بررسی این اتفاق بهظاهر ساده در نظر گرفته یا اصلاً به آن فکر کرده است؟ 

شاید هم کاملاً غیرارادی این کار را انجام داده باشد!

 

نهادینه نشدن رفتارهای شخصی و اجتماعی به فردِ انسان برمیگردد و ربطی به دولت و ملت و «دیگران» ندارد. 

این رفتارها مستقیماً به تکتک انسانها مربوط است. 

مادامیکه ساعتهای متمادی عمرمان را در پرسه زدنهای بیحاصل در شبکههای اجتماعی میگذرانیم و صدها هزینهٔ غیرضروری را انجام میدهیم ولی برای رشد و توسعهٔ فردی خود هیچ اقدامی نمیکنیم نباید توقع پیشرفت و توسعه داشته باشیم.

توسعه از خودمان آغاز میشود. 

اول باید خودمان را ارتقاء دهیم تا بتوانیم به جامعهای پیشرفته برسیم.

آموزش، بزرگترین نیاز اجتماع امروز ماست.

فراگیری مهارتهایی که برای درست زندگی کردن نیاز داریم.

 

شما چقدر برای آموزش و توسعهٔ فردی خود هزینه میکنید؟

 

 

 

 #هدف_برنامه_حرکت

پس از خواندن این متن، پیشنهاد می‌کنم نوشته‌های زیر را نیز بخوانید:

کتاب عمل‌گرایی

تأثیر مسئولیت‌ پذیری در توسعه فردی

 

 

(بازدید امروز: ۱۲)

دیدگاه بگذارید

6 نظرات روشن "توسعه فردی را از کجا آغاز کنیم؟"

avatar
ترتیب:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
حبیب
مهمان

بی فرهنگی بعضی از افراد واقعا غیر قابل تحمله
ولی از چند تا از خط های نوشته‌ت نکاتی میشه پیدا کرد که نوشتنشون کلی زمان می بره
ممنون از متنتون.

سدی
مهمان

لایک

علی معاشرتی
مهمان

به نکته ایی جالب اشاره کردید
اینکه انگشت اتهام سمت دیگران میگیریم و همیشه خودمان را نمیبینیم. درصورتیکه همه چیز اول از همه از من شروع میشود بعد به بقیه میرسد
اگر من بتوانم خودم مدیریت کنم، رفتار، وجدان، عمل و هزاران مورد دیگر خودم را، روی بقیه تاثیر مستقیم خواهم گذاشت
جامعه از من و من ها تشکیل شده
قدم اول را محکم برداریم

wpDiscuz