تولدی دیگر با چهره‌ای تازه

همکاران

تولدی دیگر با چهره‌ای تازه

۲۲ آبان هم فرارسید و من امسال با چهرهای تازه متولد شدم.

پیشازاین هیچیک از دوستان و آشنایانم این چهرهٔ مرا ندیده بودند. 

چهرهای که از دید برخی، زیبا و دوستداشتنی بود و از نگاه بعضی دیگر، نامأنوس و غریبه.

 

بهرسم همیشه هرسال در روز تولدم نگاهی اجمالی و گذرا به گذشته میاندازم. 

کولهبار زندگی را برمیدارم. همان کولهباری که اغلب با افزایش سن، پر میشود از تجربهها و آموختهها. 

امسال از زاویهای متفاوت به این کولهبار غنی و پرافتخار نگریستم.

دیگر نمیخواستم اینهمه سنگینی را به دوش بکشم. باری که هرسال سنگینتر و حجیمتر میشد. 

میخواستم آن را زمین بگذارم یا دستکم سبکترش کنم. 

به همین دلیل در گام اول، پیشفرضهای زندگیام را بازنگری کردم. 

اولین مرحله آن بررسی همین کولهبار اندوختههایم بود.

 

وقتی درِ آن را باز کردم و به درونش نگاه کردم متوجه چیزهای جالبی شدم. 

در لابهلای دستاوردهای ریزودرشت، آشغالهای بهدردنخور و بدبویی وجود داشت که تاکنون از چشمم دورمانده بودند.

 

چطور ممکن بود؟

در تمام این سالها، مشتی زبالهٔ ذهنی متعفن را که بخشی از محتویات این کولهٔ بهظاهر غرور و افتخار بوده، حمل میکردم. 

زبالههایی که بهمرورزمان به بهترین همراهانم تبدیلشده بودند. 

وسایلی که در کنار باارزشترین لوازمم جا خوش کردهاند و آنچنان همرنگ ارزشهایم شده بودند که بهسختی میتوان آنها را از ارزشهای واقعی تمیز داد. 

این مشاهده برای من بسیار تکاندهنده بود.

 

در یک حرکت انتحاری همهٔ زبالههایی را که در این سالها با خود به اینسو و آنسو میکشیدم به سطل زباله انداختم.

ارزشها را از شبه ارزشها جدا کردم و سعی کردم وسایل و لوازم دیگر را در جای خود قرار دهم. 

گذشته را در کشوی گذشتهها قراردادم و توهمات، احتمالات و ترسهای آینده را در کشوی آینده. 

تنها چیزی که باقیمانده بود اکنون بود. 

باور نمیکنید چقدر این کولهبار سبک شد.

 

 

انسان با چهرههای مختلفی زندگی میکند. 

چهرهها مانند نقابهایی هستند که بر اساس شرایط، بر چهرهٔ ما نقش میبندند. 

آنقدر این کار را انجام میدهیم که چهرهٔ واقعی خود را فراموش میکنیم. 

چهرهای که تشخیص آن برای خودمان نیز دشوار است.

 

من در تولدی دوباره تلاش کردم همهٔ چهرههای اضافی را از کولهبارم بیرون بریزم و با صورت واقعی خود روبرو شوم. 
تنها چهرهای که خودم هستم و آن را میشناسم.

 

یکی از خطمشیهای همیشگی زندگیام این است که امروزم با دیروز تفاوت داشته باشد.

با پیروی از این اصل، زادروزم را فرخنده میدارم و با کولهباری از سبکی و آرامش بهسوی محقق کردن رؤیاهایم گام برمیدارم؛ زیرا تنها در این صورت است که احساس واقعیِ زندگی را تجربه و لمس میکنم.

 

تولد زادروز
سورپرایز تولد
moasherati
تولدم با همکاران مسیران

پانویس ۱: از خانواده، دوستان، همکاران، آشنایان و همهٔ کسانی که امروزم را از روزهای دیگر زیباتر کردند قدردانی میکنم و سپاسگزار محبتهایشان هستم.

پانویس ۲: دوستانم در شرکت مسیران امسال مرا سورپرایز کردند. از بودنتان خوشحالم و افتخار من دوستی با شماست.

 

پس از خواندن این متن، پیشنهاد می‌کنم نوشته‌های زیر را نیز بخوانید:

به بهانهٔ تولدم

آیا می‌دانید روش جدید و مهم محاسبه طول عمر چیست؟

می‌خواهم صفرکیلومتر شوم!

 

(بازدید امروز: ۱)

دیدگاه بگذارید

4 نظرات روشن "تولدی دیگر با چهره‌ای تازه"

avatar
ترتیب:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
Maryam
مهمان

استاد معاشرتی گرامی تولدتان مبارک با آرزوی بهترینها برای شما

ما داور نیستیم

محمدرضا معاشرتی
مهمان

مهرتان پایدار
سپاس‌گزارم

سولماز
مهمان

تولدت مبارک
الهی کوله بار سبک شده ات، موتور حرکتت برای دستاوردهای بی نظیری در سال جدید بشه.

wpDiscuz