چه کسی مسبب پسرفت جامعه است؟

مسئولیت پذیری

چه کسی مسبب پسرفت جامعه است؟

چرا فقط رجزخوان فرهنگ و قدمت ۲۴۰۰ ساله هستیم درحالی‌که بویی از درستی و انسانیت نبرده‌ایم؟

آیا این فرهنگ غنی به تو یاد داده است که:

آشغال‌هایت را روی زمین بیندازی؟

قوانین راهنمایی و رانندگی را دور بزنی و مسخره کنی؟

حقوق مردم را رعایت نکنی و فقط در پی راه انداختن کار خودت باشی؟

با کارمندانت زورگویی کنی و حقوق واقعی آن‌ها را به‌درستی پرداخت نکنی و از سویی دیگر ده برابر از آن‌ها کار بکشی؟

در خانواده‌ات قلدر باشی و بدتر از هر دیکتاتوری رفتار کنی؟

به همه به چشم یک وسیله نگاه کنی و هرزمانی به آن‌ها نیاز داشتی بتوانی از ایشان به‌طور یک‌طرفه و فقط در جهت منافع خودت استفاده کنی؟

به خاطر پول حاضر باشی پست‌ترین کارها را انجام دهی حتی اگر مجبور به زیر پای گذاشتن شرافتت باشی؟

از هر روشی استفاده کنی که بتوانی کار خودت را زودتر از دیگران انجام دهی؟

رشوه‌دهی و رشوه بگیری؟

پیر و جوان، خرد و کلان، کودک یا بزرگ‌سال برایت اهمیت نداشته باشد، 

برای رسیدن به هدف شومت حاضر باشی سر همه‌ی آن‌ها را کلاه بگذاری یا کلاهشان را از سر برداری؟

 

واقعاً فکر کردیم با این شرایط می‌توانیم دم از فرهنگ عظیم و کوروش و صداقت و راستی و آبادانی و ثروت هزار زهرمار دیگر بزنیم؟

 

چرا همیشه فکر می‌کنیم که ما ایرادی نداریم و همه‌ی مشکلات مربوط به دیگران است؟

چرا همواره دولت‌ها را در نابسامان بودن شرایط مقصر می‌دانیم؟

آیا تمام نمونه‌هایی که گفتم، ربطی به دولت‌ها و حکومت‌ها داشتند؟

قطعاً هر دولتی باید شرایط درست و استاندارد را برای مردمش فراهم کند تا آن‌ها بتوانند در آسایش و آرامش به زندگی در آن جامعه ادامه دهند 

ولی آیا مردم نباید خودشان را اصلاح کنند؟

آیا ما نباید رفتار شخصی خود را بهبود بخشیم؟

 

 می‌دانید نتیجه‌اش چه می‌شود؟

این می‌شود که یک انسان جهان‌سومی که تفکراتش دقیقاً همان نمونه‌هایی بود که پیش‌تر گفتم، وارد یک کشور جهان اولی می‌شود. 

درصد کمی از افرادی که به این کشورها مهاجرت کردند موفق بوده و توانسته‌اند به رشد و پیشرفت برسند.

بقیه‌ی آن‌ها می‌شوند کلاه‌برداران و خلاف‌کارانی حرفه‌ای که از امکانات مفتی و راحتی‌های در دسترسشان سوءاستفاده می‌کنند. 

این‌یک واقعیت است. 

همین آدم‌ها که در کشور خودشان از همه‌چیز دم می‌زنند و خودشان معکوس گفته‌هایشان عمل می‌کنند.

وقتی پای به یک کشور توسعه‌یافته و بافرهنگ می‌گذارند، بجای آنکه خود را ارتقا دهند و بتوانند از آن امکانات به روش درستی استفاده کنند، 

در اولین مرحله به دنبال سوراخ‌هایی برای دور زدن یا فرار از قوانین می‌گردند.

 

عزیز من تا خودت را درست نکنی هیچ کشور، حکومت یا دولتی نمی‌تواند برای تو مفید باشد. 

اول خودت را توسعه بده، شخصیتت را درست بساز، رفتارهای شخصی و اجتماعی‌ات را تصحیح کن سپس از زمین و زمان متوقع باش.

تا نتوانی خودت را اصلاح کنی هیچ‌چیز به روال عادی و امن خود بازنمی‌گردد.

جالب اینجاست که با همه‌ی ادعای زرنگی که این افراد دارند، کودن‌ترین و احمق‌ترین هستند. 

می‌دانید چرا؟ 

چون گروهی دیگر از همین رفتار احمقانه‌ی آن‌ها استفاده کرده و بر ایشان حکمرانی می‌کنند آن‌هم از نوع دیکتاتور مآبانه. 

آنان خوب دانسته‌اند که بر کسی که در زندگی شخصی و اجتماعی خود دیکتاتور گونه رفتار می‌کند، باید به همان صورت حکمرانی کرد. 

دقیقاً می‌بینید که این روش کاملاً جواب مثبت داده است و افرادی هستند که چندین دهه است که با همین روش بر آن‌ها حکم می‌رانند و لذت خود را می‌برند.

 

نمی‌دانم. چرا هر چه می‌گویم و می‌نویسم انگار طرف مقابلم دیوار است. 

انگار روبروی دیوارهایی از جنس سیمان و بتون ایستاده‌ام و سخن می‌گویم. 

دریغ از گوش شنوا. 

نمی‌فهمم مگر اصلاح رفتارها، اصلاح عادت‌ها، کنار گذاشتن خشم و نفرت و جهالت چه سختی دارند که این‌قدر مقاومت و سرسختی از خود نشان می‌دهیم!

واقعاً درک بعضی موضوعات برایم خیلی سخت و اعجاب‌آور است.

 

اگر خودمان کاری برای اعتلای شخصیتمان انجام نمی‌دهیم، پس دیگر حق نداریم غر بزنیم و گله و شکایت از این‌وآن داشته باشیم. 

این‌وآنی که از آن‌ها می‌نالیم خودِ ما هستیم.

 

در همین رابطه بخوانید:  چرا این کار را انجام می دهی؟

 

(بازدید امروز: ۴)

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz