می‌خواهم صفرکیلومتر شوم!

می‌خواهم صفرکیلومتر شوم!

ساعت و ثانیههای رُند و جالب عموماً سرِ راه من سبز میشوند. وقتی به ساعت موبایل نگاه میکنم، اغلب با زمانهای خاصی مواجه میشوم که بهصورت تصادفی میتوانند درون فرمول خاصی قرار داده شوند. مثلاً: ۱۲:۳۴ یا ۲۰:۲۰ یا ۰۰:۰۰

اینگونه حُسن تصادفها به امری عادی و درعینحال جذاب برای من تبدیلشده است.

 

چند روز پیش سوار ماشین شدم. بهمحض اینکه سوییچ را چرخاندم و برق اتومبیل برقرار شد چشمم به صحنهی جالبی افتاد. از آن صحنههایی که مشاهدهی دوبارهی آن ممکن بود در دهها سال آینده اتفاق بیفتد یا شاید هم هیچوقت اتفاق نیفتد. این هم از همان لحظههای شکار شدنی بود که خوشبختانه از عدسی تیزبین دوربین گوشیام جا نماند.

 

عددی که کیلومتر شمار ماشین نشان میداد خیلی شگفتانگیز بود. از اعدادی بود که هر اتومبیلی بالاخره به آن میرسید ولی شانس گرفتن و ثبت تصویر آن عدد برای راننده پایین بود. به عکس اصلی دقت کنید و سعی کنید عدد را بخوانید و آنرا در پایین همین نوشته کامنت کنید.

 

قبلاً شنیده بودم بعضی از فروشندگان اتومبیل، کیلومتر شمار ماشین را صفر میکنند. دلیلش هر چه باشد در این نوشته موردبحث من نیست. من میخواهم از منظر دیگری به موضوع نگاه کنم.

 

اعداد مندرج بر کیلومتر شمار میتوانند بیانگر نکتههای خارقالعادهای باشند.

 

اجازه دهید نیمنگاهی به این اعداد بیندازم.

 

         در ابتدای تولید، صفر است. همان زمانی است که اتومبیل از کارخانه به دست اولین خریدار رسیده است.

         تا ۱۰۰۰ کیلومتر اول، در حال آببندی شدن است.

         از ۱۰۰۰ تا ۱۰٫۰۰۰ کیلومتر در حال قرص و محکم کردن پیچ و مهرههای شلوول است تا کمکم به سرویس دورهای اول برسد.

         از ۱۰٫۰۰۰ تا ۵۰٫۰۰۰ کیلومتر، دوران حرکت خرامانخرامان به سررسیده و شیطنت آغاز میشود. روزگار سرعت و سبقتهای جانانه. بهسان جوان رعنایی که مدام در حال دلبری از دیگران است، خودنمایی میکند و میخواهد سری بین سرها داشته باشد.

         از ۵۰٫۰۰۰ تا ۱۰۰٫۰۰۰ ماشین در مرحلهی پختگی است. رسیدگی به موتور، پیشگیری از اتفاقات آینده، تعویض بعضی از قطعات کوچک یا بزرگ و در اصل آماده نگهداشتن آن برای دورهی بعد ازجمله کارهایی است که در مورد اتومبیل انجام میشود.

         از ۱۰۰٫۰۰۰ به بعد، دوران مراقبت بیشتر است. باید بیشتر مراعات کرد. دلبهدل صدای موتور و گیربکسش داد و پای دردِ لنت ترمزش نشست. باد لاستیکهایش را هم مدام کنترل کرد.

 

تصور کنید در این مقطع، فروشندهی رِندی پیدا شود و تمام این اعداد را صفر کند.

مثل این است که تنِ یک شخص ۶۰ ساله، لباس نوزادی بپوشانی!

 

 

مقایسهی اتومبیل و انسان

اگر مقایسهای بین ماشین و انسان داشته باشیم، میتوانیم همین سیر تغییر و تحول را در انسان مشاهده کنیم.

 

         از بدو تولد تا سن کودکی، در حال آموزش موضوعات پایهای زندگی هستیم.

         از کودکی تا نوجوانی و جوانی، زمان فَوَران انرژی و تجربه کردن است.

         بعدازآن وارد دوران بلوغ ذهنی و فکری میشویم. درست زمانی که بینش ما نسبت به جهان پیرامونمان تغییر کرده است و از زوایای دیگری به مسائل نگاه میکنیم. نگرشی که تا قبل از آن زمان حتی به فکرمان هم نرسیده بود.

         پسازآن پای به دوران میانسالی میگذاریم.

         درنهایت کهولت را تجربه خواهیم کرد.

 

شاید با خودتان بگویید: منظور از این نوشته چه بود؟

تشبیه کیلومتر شمار اتومبیل به طول عمر انسان برای من نکتهی تاریکی را روشن کرد.

 

اگر در هر یک از مقاطع سنی -که معمولاً بعد از دورهی جوانی اتفاق میافتد- بتوانید سن خود را صفر کنید چه خواهد شد؟

 

آیا صفر شدن کیلومتر شمار عمر ما، تأثیری بر زندگی دارد؟

به نظر من باید در مقاطع زمانی مختلف باید کیلومتر شمار زندگی را ریسِت کرده و از نو شروع کنیم.

این تولدی دوباره است. تولدی که میتواند آغازگر بسیاری از خوبیها باشد.

میتوانیم خیلی از عادتهای نادرست را با رفتار درست جایگزین کنیم.

این صفر شدن شاید باعث شود با نگاهی تازهتر زندگی را از سر بگیریم.

قرار نیست فرآیند زندگانی همیشه یکسان و یکنواخت پیش برود.

 

چرا فکر میکنی برای تغییر دیر شده است؟

چرا فکر میکنی استعداد نداری؟

چرا تصور میکنی نمیتوانی علاقهات را دنبال کنی؟

 

به نظر من این صحبتها بهانه است.

ما هرلحظه که اراده کنیم میتوانیم دست به انجام هر کاری بزنیم.

 

من میخواهم صفرکیلومتر شوم.

چند سال پیش کیلومتر عمرم را صفر کردم و به دنبال ساختن زندگی رؤیایی خودم رفتم. منظورم این نیست که تا قبل از آن زندگی خوبی نداشتم. نه اصلاً اینطور نیست. من قبل از آنهم موفق بودم ولی هیچوقت فرصت انجام کارهای دیگر برایم میسر نمیشد.

البته به تعبیر درستتر: «این فرصت را به خودم نداده بودم».

 

این موضوع را هم در نظر داشته باشید که فروشندگان، کیلومتر شمار همهی ماشینها را صفر نمیکنند. مسلماً باید آپشنهای خوبی را در ماشین دیدهباشند تا به صفر کردن آن مبادرت کنند.

 

شما دارای پتانسیلهای بالقوهای زیادی هستید که تاکنون آنها را بالفعل نکردهاید.

 

ما میتوانیم سرمنشأ بسیاری از تحولات باشیم. این تغییرات از درون آغاز میشوند و بهتدریج در تمام زوایای زندگی نمود خواهند داشت.

کیلومتر شمار خود را صفر کنید و بهسوی رؤیاهایتان گام بردارید.

فرصت چندانی ندارید.

زمان در حال گذر است.

قدر ثانیهها را بدانید.

نترسید، ترس همیشه همراه شما حرکت میکند.

بهترین روش مقابله با ترس، به استقبال آن رفتن است.

با گام نهادن در مسیری که شمارا به هدفتان میرساند، بر ترسها غلبه کنید.

نگران نباشید، حرکت کنید تا موفق شوید.

 

 

آیا شما هم کیلومتر شمار خود را صفر کردهاید؟

آیا اصلاً قصد ریسِت شدن دارید؟

 

 

 

 

#هدف_برنامه_حرکت

 

 

پس از خواندن این متن، بهتر است نوشتههای زیر را هم بخوانید:

آیا می‌دانید روش جدید و مهم محاسبه طول عمر چیست؟

چطور می‌توان زندگی خود را متحول کرد؟

 
 
(بازدید امروز: ۱)

دیدگاه بگذارید

16 نظرات روشن "می‌خواهم صفرکیلومتر شوم!"

avatar
ترتیب:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
طیبه معاشرتی
مهمان

میدونی وقتی به مرحله تهوع برسی تحول اغاز میشه برای تغییر هیچوقت دیر نیست ازهمون لحظه ای که تصمیم می گیری باید کمر همت بسته و شروع کنی بسیار زیباست با تمام وجودم تجربه کردم بقول سهراب چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

محمدرضا معاشرتی
مهمان

چه اصطلاح زیبایی به کار بردی
وقتی به مرحله تهوع برسی تحول آغاز میشه
ممنون از حسن نظرتون

طیبه معاشرتی
مهمان

مثل همیشه از اون جرقه های زیبا بود و ناشی از نگاه تیز بین شما مثال بسیار کاربردی و جالبی بو د نکته ای که به ان اشاره کرده بودی که مانع تغییر نگرش بیشتر ادماست همون ترس و ترس و ترس از تغییر ه

محمدرضا معاشرتی
مهمان

ترس مانع بزرگی برای بعضی از انسانها به شمار میاد. غلبه بر ترس از انجام کارها یکی از بزرگترین و شایع ترین چالش های آدمی است
پایدار باشید

صابر کاظمی
مهمان

همیشه هر لحظه زندگی یه چیز ناب واسه رو کردن داره که بهتره ببینیمشون و عشق کنیم ..

صابر کاظمی
مهمان

چه منشأ زیبایی داره این متن ،
نتایجشم همونقدر حتی زیباتره ،
زندگی کردن اون نتایجم میتونه لحظه لحظه زندگیو زیبا و سرشار از خوشی کنه…
همیشه

محمدرضا معاشرتی
مهمان

قطعا همینطوره
این نتایج کارهای مثبتمون هست که زندگی رو با هدف میکنه و اشتیاق ما رو دوصد چندان میکنه.

solmaz
مهمان

خیلی چیزها باعث میشه آدم یادش بیافته نیاز به ریسِت شدن داره. مثلا نوشته ی شما، یا خسوف عظیم دیشب. باید آگاه بود و منتظر اتفاق های کوچکی که میتونه بهانه ای خوب برای شروع های تازه باشه. خیلی تیزبین و نکته بین هستید. مرحبا…

محمدرضا معاشرتی
مهمان

یه وقتهایی فقط کافیه جرقه ای زده بشه
نباید نسبه به این تغییرات بی تفاوت بود و همونطور که گفتید باید مرحله‌ی تازه ای رو آغاز کرد
ممنون از محبت شما

مقاوم و تندرست باشید

علیرضا
مهمان
بازی عجیب، قشنگ یا نمی‌دونم بازی یه جوریه زندگی واقعا هیچ وقت دیر نیست فقط ماییم که زود عادت می‌کنیم. از طرفی هم خیلی زود دیر میشه، واقعا باید قبل ازینکه دیر بشه این کیلومتر اشتباهمون رو ریست کنیم. به خودمون برسیم. کاملا موافق این حرکتم جناب معاشرتی عزیز. برعکس ماشین که تقلب میشه برای ما یه دنیای جدید می‌تونه باز بشه. واقعا عالی گفتی که باید به استقبال ترس رفت، اصلا باید از هرچیزی ترسید مستقیم باهاش روبرو شد. البته منظور ترس‌های تغییر و ترقی در زندگیه:) بعضی از ماها هنوز آب بندی نشده به کیلومتر ۱۰۰.۰۰۰ می‌رسیم به… بیشتر بخوانید »
سمیرا
مهمان

سلام. خیلی جالب بود و به موقع…
من هم یه مدتی هست دارم فکر میکنم که برم دنبال یکی از رویاهام ولی همش با خودم میگم شاید دیگه دیر شده باشه…
ولی این نوشته میتونه یه نشونه باشه که شاید وقتشه من هم کیلومتر شمارمو صفر کنم…

شیدا معاشرتی
مهمان

سلام.خیلی جالب بود تشبیه کیلومتر شمار به زندگی انسان ها.عدد روی کیلومتر شمار هم صدویازده هزار و صد و یازده. ممنون از پست های خوبتون.

wpDiscuz