چرا باید زیاد بخوانیم و چرا باید بیشتر ازآنچه می‌خوانیم، بنویسیم؟

چرا باید زیاد بخوانیم و چرا باید بیشتر ازآنچه می‌خوانیم، بنویسیم؟

در باب کتابخوانی حرفوحدیث بسیار زدهشده است. وجه اشتراک تمامی این حرفها یکچیز است:

«تا جایی که میتوانید کتاب بخوانید. هرچه بیشتر بهتر».

خواندن ذهن را بیدار میکند. با خواندن میتوانیم به ذهن، بینایی هدیه کنیم و قفلهای بستهی افکار را بگشاییم.

 

اما چگونه باید ذهن بسته را باز نگهداریم؟

 

آیا خواندن، بهتنهایی در پرورش ذهن و افکار، مؤثر است؟

 

اگر میخواهی ذهنت همیشه در حالت هشیاری و روشنگری باقی بماند باید بنویسی.

 

این نوشتن است که ذهن را فعال و پویا نگه میدارد. 

بدون نوشتن حجم زیادی از مطالب خواندهشده بهمرور از خاطرمان محو میشود.

 

خواندن لازمهی نوشتن است و نوشتن مکمل خواندن.

 

من تجربهی ملموسی در این مورد دارم. 

روزهایی که به هر دلیل از نوشتن باز ماندهام، مغزم مثل اسبی محصور در حصار دایرهای بسته مدام به دور خودش میچرخد.

 

ذهن تاریک با خواندن روشن میشود و با نوشتن خلاقتر.

 

هراندازه که میخوانیم باید لااقل دو برابر آن، بنویسیم. این نوشتن است که ما را به عملگرایی نزدیک میکند و میدانیم که انسان موفق، انسانی عملگرا است.

باید بتوانیم از مطالب خواندهشده نتیجه بگیریم و استنباط درستِ خود را به عمل تبدیل کنیم. این کار فقط از نوشتن برمیآید و بس.

 

باور کنید روزها و شبهایی که از نوشتن دور میشوم به کابوسی بدل میشود که روح و جسم مرا در خود اسیر میکند.

ننوشتن، یکی از بزرگترین دغدغههای من است.

به ازای سپری شدن هر ساعت و ثانیهی ننوشتن، چندین قدم از خودم دور میشوم. نوشتن مرا از یکنواختی و بیحسی جدا میکند.

 

با خودم قراری گذاشتهام: «تا میتوانم بخوانم و چند برابر بنویسم».

 

چطور است که ما همواره به دنبال زیبا و خوشفرم نگهداشتن اندام خود هستیم ولی از زیبایی مغز غافل میشویم! 

مغز هم باید مثل تمام قسمتهای دیگر بدنمان تقویت شود. او نیز نیاز به عضله سازی دارد.

مگر نمیخواهید مغزتان سیکس پک شود؟

دمبل و هالتر مغز، نوشتن است.

همانطور که به جسم اهمیت میدهیم باید تقویت ذهن را نیز در برنامهی خود قرار دهیم. اندام موزون بدون مغزی قوی و زیبا به چهکارمان میآید؟

 

کتاب خواندن اولین ورزش مغزی است و نوشتن، مکملی قوی برای آن؛ پس دوچندان که میخوانیم باید بنویسیم.

 

وای به حال کسانی که نه میخوانند و نه مینویسند. این افراد اغلب مصرفکنندهی زبالههای تولیدشدهی دیگران خواهند بود بدون اینکه بدانند چه عاقبت شومی در انتظار آنهاست.

 

بخوان تا بدانی و بنویس تا دانستههایت ماندگار شوند و بتوانی آنها را به کار ببری.

 

به قول یاور مشیرفر، دوست عزیز و فرهیختهی من: 

«یکی از کارهایی که ما را دررسیدن به توسعهی پایدار کمک میکند این است که هرروز یک درصد از روز قبل رشد کنیم. 

اگر این اتفاق بیفتد طی صد روز، صد درصد رشد کردهایم».

 

بنابراین رشد اولیه را با کتاب خواندن به همراه نوشتن آغاز کنیم و تلاش کنیم که هرروز لااقل یک درصد از دیروز بیشتر انجام دهیم.

 

 

 

#هدف_برنامه_حرکت

پس از خواندن این متن، بهتر است نوشتههای زیر را هم بخوانید:

(بازدید امروز: ۴)

دیدگاه بگذارید

3 نظرات روشن "چرا باید زیاد بخوانیم و چرا باید بیشتر ازآنچه می‌خوانیم، بنویسیم؟"

avatar
ترتیب:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
محمد
مهمان

سلام
دوست عزیز
«تا می‌توانم بخوانم و چند برابر بنویسم».
«هراندازه که می‌خوانیم باید لااقل دو برابر آن، بنویسیم».

برای منی که کتاب خوان به تمام معنی حرفه ای نیستم و بی اشتیاق هم نیستم.
برایم همیشه سوال بوده است که واقعا بعد از خواندن هر کتاب(غیر مرتبط با شغل حرفه ای مان)، من چه چیزی را باید بنویسم؟ تمرین کنم؟ تا رشد کنم، ذهنم را تقویت نمایم و…

برای شروع به نوشتن، نیاز به دانستن، راهنمایی و به عبارتی مثالی از فعل “نوشتن” یاد شده درجستارهستم.

با سپاس فراوان

wpDiscuz