چگونه می‌توان از طریق توسعه فردی با خواندن و نوشتن از بحران جاری عبور کرد؟

توسعه فردی

چگونه می‌توان از طریق توسعه فردی با خواندن و نوشتن از بحران جاری عبور کرد؟

چند روز پیش شاهین کلانتری در اینستاگرام ویدئوی زندهای منتشر کرد. او در این ویدئو بهصورت بسیار دقیق، به تشریح توسعه فردی از روش خواندن و نوشتن و عبور از بحران کنونی اجتماع، پرداخته بود.

این ویدئو پاسخ مناسبی است برای کسانی که دائم آه و ناله میکنند و میگویند: در این زمانه که مردم به نان شب خود محتاج هستند تشویق آنها به توسعه فردی، خواندن و نوشتن، فقط خودنمایی است و هیچ کمکی به کسی نمیکند.

 

در این نوشته، من سعی کردهام چکیدهای از مطالب آن ویدئو را بازگو کنم.

 

در ابتدا اشارهای میکنم به تعریفی زیبا از محمدرضا شعبانعلی در توضیح مرکز کنترل:

«مرکز کنترل بیرونی (External Locus of Control) و مرکز کنترل درونی (Internal Locus of Control) دو انتهای یک طیف هستند و هر یک از ما جایی در فاصلهٔ بین این دو قرار داریم.

هر چه سهم شرایط محیطی را بیشتر و سهم تصمیمها و انتخابهای خودمان را کمتر ببینیم، مرکز کنترل ما بیشتر به سمت بیرون تمایل دارد.

به شکل مشابه، هر چه سهم تصمیمها و انتخابهای خودمان را در نتایج و دستاوردها بیشتر و بزرگتر ببینیم، میتوانیم بگوییم مرکز کنترل ما بیشتر به سمت درون تمایل دارد.»

 

مغز انسان در حالت عادی همواره در جستجوی یافتن اتفاقات پیرامون خویش است و ذهن، ناخودآگاه به اخبار منفی گرایش بیشتری دارد. 

گاهی وقتها جستجو برای پیدا کردن مسائلی که حال ما را بد میکند بهطور خودکار درون مغز نهادینه میشود. اینگونه است که همواره درازای هر رخداد ناخوشایند به دنبال مقصر بیرونی هستیم.

 

مرکز کنترل درونی یعنی اینکه خود را نسبت به رویدادهایی که پیرامون ما رخ میدهد مسئول بدانیم. 

اگر تصمیم به زندگی داریم، اگر قرار است زنده بمانیم باید در همین شرایط کنونی قادر به فکر کردن باشیم.

هیچ ایرادی ندارد که نگران آینده باشیم. باید افکار منفی را هم ببینیم. 

افکار منفی نیز جزو لاینفک زندگی است و اتفاقاً این افکار باعث هشیاری بیشتر میشوند.

 

نوزادی را در نظر بگیرید که چندین ماه از شیر مادر تغذیه کرده است. 

آیا زمان آن نخواهد رسید که او را از شیر مادر جدا کنیم و چگونگی استفاده از سایر خوراکیها را آموزش دهیم؟ 

جدا کردن کودک از شیر مادر امری است قطعی و بدون بازگشت.

ما در به دست آوردن مفت و مجانی نیازهایمان عادت کردیم همانطور که نوزاد به خوردن راحت و بیدغدغهٔ شیر مادر عادت کرده است. 

در وضعیت کنونی، ماجرای عادت معمولی و رایگان تمامشده است؛ بنابراین در این شرایط مجبور به تلاش مضاعف هستیم.

اوضاعِ راحت و آسانِ گذشته غیرقابلبازگشت است. اکنون هنگام سختکوشی است. 

میدانیم بازار کوچکشده و ارزش پول به پایینترین سطح خود تنزل کرده، پس باید روش برنامهریزی خود را تغییر دهیم.

 

اکنون زمان حرکت است.

 

تلاش کور هم فایدهای ندارد. باید کاری انجام دهیم که ثمربخش باشد.

در این شرایط نتیجهٔ عملی چیست و چگونه میتوان در این شرایط محکم بود و دوام آورد؟

 

توسعه فردی با خواندن و نوشتن:

خواندن: با خواندن و نوشتن از پَرت بودن فاصله میگیریم. باید مطالعه کنیم تا بفهمیم که هیچ راه میانبری وجود ندارد. رشد و توسعه، یک فرآیند تدریجی است.

 

در این زمانه چارهای نداریم بهجز پناه بردن به خواندن و نوشتن و تقویت بهبود و توسعه فردی. دیگر خواندن و نوشتن تجمل نیست، ضرورت است.

 

بهانهای هم نداریم. قیمت کتاب در ایران از بیشتر کشورهای دنیا ارزانتر است حتی ارزانتر از یک پیتزا!

به قول فلوبر: «چقدر خوب بود اگر انسان فقط پنج کتاب میداشت ولی آنها را عمیقاً میخواند و درک میکرد.»

باید به خواندن بهعنوان یک ضرورت نگاه کرد. در این صورت است که مرکز کنترل درونی تقویت میشود و میفهمی که اختیارداری و میتوانی تأثیرگذار باشی.

شروع این کار هم خیلی ساده است. قرار نیست روزی یک کتاب را تمام کنی. کافی است یک عادت مثبت را در خود نهادینه کنی.

 

عادت مثبت: نمیخواهد روزی صد صفحه کتاب بخوانی، فقط روزی دو صفحه بخوان؛ ولی هرروز بخوان.

 

عادت کتابخوانی را در خود تقویت کنید تا ترستان بریزد و اعتمادبهنفس پیدا کنید.

 

نوشتن: نوشتن، توهم ما را کم میکند. وقتی اولین جملات را مینویسی و آنها را منتشر میکنی تازه متوجه میشوی که چقدر خالی هستی. 

مثل طبلی توخالی که فقط سروصدا میکند.

نوشتن حالت را بد میکند. میدانی چرا؟ چون وقتی به آن مشغول میشوی، میفهمی حرفی برای گفتن نداری.

الوین تافلر میگوید: «بیسواد قرن بیست و یکم کسی نیست که خواندن و نوشتن بلد نیست، کسی است که خوب خواندن و خوب نوشتن را نمیداند».

نوشتن باعث رشد شخصی ما میشود. ما را بزرگ میکند و یاد میدهد که فکر کنیم. 

ما مینویسیم تا در شرایط بحران بفهمیم که دارای اختیار هستیم و میتوانیم تصمیمگیری کنیم. میتوانیم مغلوب نشویم و شرایطمان را کنترل کنیم.

 

عشق به نوشتن شبیه به ازدواج سنتی است.

 

اغلب، تصورات خوب و مثبتی از نوشتن داریم ولی زمانی که آغاز به نوشتن میکنیم ذهنمان خسته میشود و آنگاه است که متوجه نقطهضعف بزرگمان میشویم و درک میکنیم نوشتن، خیلی سختتر ازآنچه بوده که تصور میکردیم.

در مورد کتابخوانی نیز همین باور وجود دارد؛ هنوز صفحهٔ اول را نخوانده خوابمان میگیرد.

میتوان نوشتن را با عشق رمانتیک قیاس کرد. شما کسی را دوست دارید و از صمیم قلب عاشق او هستید ولی تا زمانی که زیر یک سقف قرار نگرفتهاید و زیروبمهای زندگی را لمس نکردهاید نمیتوانید درک عمیقی از یکدیگر داشته باشید. 

تازه آن موقع است که با خصوصیات یکدیگر آشنا میشوید. باید وارد ماجرا شوی تا به علاقهات پی ببری. 

باید سختیها را به جان بخری تا علاقهمندیات بیشتر شود.

عادت مثبت: هرروز چند خط بنویس.

بنویسید و بر این نوشتن مستمر پافشاری کنید تا عشق و علاقه ایجاد شود. این وابستگی باید ساخته شود تا مزهٔ واقعیاش را بچشید. 

باید با کتابها درگیر شوید و بر این مداومت پافشاری کنید.

با نوشتن میتوانید تحلیل کنید، سپاسگزار شوید، نگاهی بلندمدت داشته باشید و به خاطر چند خبر منفی، سریع خودباخته نشوید.

نوشتن طاقتان را زیاد میکند و به شما صبوری میبخشد و با دادن حس خوب، جریان زندگی را بهصورت ایدئال بهپیش میبرد.

 

چه بنویسیم؟

منتظر ایده ماندن، اشتباهترین باور است.

با نوشتن زیر یک سقف بروید و بگذارید غریزهتان به شما بگوید چه بنویسید. برونریزی ذهنی کنید تا بتوانید در ابعاد مختلف کار وزندگی موفق باشید.

ما به قدرت نوشتن نیاز داریم. انسانی که به نوشتن عادت دارد ذهن بازیگوش و میمونوار خود را به ذهن منطقی تبدیل میکند و اجازهٔ پرش ذهنی را از آن سلب میکند.

هرچه در سردارید روی کاغذ بیاورید. مهم نیست چه مینویسید. بنویسید حتی اگر فکر میکنید مُشتی خزعبلات و لاطائلات پس میدهید. 

باید بتوانید میمون سرگشته و بازیگوش ذهنتان را رام کنید.

 

چه بخوانیم؟

هر طور که دوست دارید بخوانید. به سبک خودتان. دوست دارید یک کتاب را تا آخر بخوانید و بعد سراغ کتابی دیگر بروید. 

شاید هم دلتان میخواهد چند کتاب را باهم شروع کنید و همزمان آنها را مطالعه کنید. اصلاً مهم نیست.

خواندن، یک روش منحصربهفرد است.

 

نتیجه:

خود را ملزم به بهکارگیری دو عادت مثبتِ خواندن و نوشتن کنیم.

در جامعهٔ امروزی، توسعه فردی دیگر یک تجمل نیست، ضرورت است.

 

 

 

#هدف_برنامه_حرکت

(بازدید امروز: ۱)

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz