روح من

روح من

روح من آرام باش

روح من نوبت بی تابی نیست

روح من سخت به تو مدیونم

روح من پنجه به دیوار مکش

روح من ناله و فریاد مکن

روح من روح بی آلایش

زیر شلاق زنجیره ای این دوران

چه ستمها دیدی

چه کسی می داند ، چه کسی می خواند

چه کسی قدر تو را می فهمد

تو دراین کالبَد فانیِ جسم

چند سالی است که محبوس شدی

تو دراین مزرعه خاکیِ دهر

چهل سالی است که گیر افتادی

هر کسی از طرفی ، هر دلی از جایی

تند آمد و زودی رفت …

همه می گفتند تو را می خواهند

همه می گفتند تو را می بینند

همه از همهمه ی عشق برایت گفتند

همه نجوا کردند ، همه ، سودا کردند …

ای خدا وای چه روحی دارم

چه صبور است این روح ، چه صبور است این روح

 

آی دنیا ، همه ی آدمها

آی ای آدمیان اینجا

وقت آن است که با یک دلِ سیر ، بنشینم

سخنانی دارم

به دلم گوش کنید ، بعد از آن هرچه شنیدید ، فراموش کنید

به صدای دل این روحِ خروشان

که به تنگ آمده از تنهایی

که به تنگ آمده از بی مهری

که به تنگ آمده است از همه چیز …

 

عشق را ساده نگیرید همه

عشق ، بازیچه دست ما نیست

عشق ، حرمت دارد

عشق ، آرامش روح و جان است

عشق ، زاییده ی افکارت نیست

عشق ، آن کودک سرراهی نیست

که ندانی پدرش کیست و یا

نتوانی بیابی از کدامین مادر

متولد شده است…

عشق ، تقدیس شده است

عشق ، نفرین شده نیست

عشق را مسخره خود نکنید

بسیاری هستند

عشق را مسخره می پندارند

در سر سفره برندش آن را

عشق را با زر و سیم و نان قیاسش دارند

هـای مردم ، به خدا

عشق را با زر و سیم و نان ، نگیرید همسان

عشق خود ، منشا لقمه نان است

عشق را بر سر هر کوچه و بازار حراجش نکنید

بخدا این دل ماست ، که به تاراج شده است …

 

روح من ، سخت زتو غمگینم

روح من ، سخت دلم بشکسته

روح من ، یاری فریادم نیست

روح من ، بغض گلو را بسته

روح من ، چند صباحی است که اشک

از دو سرچشمه ی خون ، می بارد

روح من ، از نگهت شرمنده ام

روح من ، پای زتو واکندم

روح من ، وقت سفر باز رسید

روح من ، نوبت آزادیت است

روح من ، از تن این خسته ی دهر

می رهی تو آرام ، سفرت آغاز است ، نوبت پرواز است

برو تا رها شوی از همه چیز

از همه داد و فغان و فریاد

از همه زاری و عجز و لابه

از همه بی مهری ، وز همه بی خبری

از همه بی یاری ، از همه بی عشقی …

روح من ، بار سفر می بندی

روح من ، قول بده آنجا هم

از منم یاد کنی

گاهگاهی به یکی فریادی

دل من شاد کنی

 

جسمِ بی روح ، تمام است تمام

روحِ بی جسم ، کمال است کمال

۱۲ بهمن ۱۳۹۲

 

 

 

(بازدید امروز: ۱)

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه روشن "روح من"

avatar
ترتیب:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
شیدا معاشرتی
مهمان

من خیلی دوست داشتم.ممنون.

wpDiscuz