لبخند بزن تا جریمه نشوی

لبخند بزن تا جریمه نشوی

هیچ میدانید که لبخند باعث میشود جریمه نشوید؟

یا اگر هم خواستید جریمه شوید مبلغ کمتری بپردازید!

باور ندارید؟

وقتی خاطره ی واقعی من در این مورد را شنیدید باور می کنید.

 

تقریبا یک ماه پیش با یکی از عزیزترین دوستانم در ماشین بودم و به سمت خیابان ولی عصر حرکت می کردیم. در تقاطع جمهوری و ولی عصر پشت چراغ توقف کرده بودم. قصد داشتم بعد از سبز شدن چراغ، به سمت چپ (خیابان ولی عصر) بپیچم.

چراغ سبز شد و من پیچیدم که دیدم ۲۰ متر جلوتر افسر راهنمایی و رانندگی با اشاره به من گفت که توقف کنم. من توقف کردم و در حالیکه آن افسر به سمت من می آمد من داشتم به او نگاه می کردم و طبق معمول لبخندی بر لب داشتم.

اصلا اجازه دهید عین مکالمات رد و بدل شده را برایتان بنویسم:

من: سلام قربان، عصر عالی بخیر

افسر: سلام، متشکرم. وقت شما هم بخیر

من: در خدمتم. موردی پیش آمده؟

افسر: شما در تقاطعی که گردش به چپ مجاز نیست اقدام به گردش کرده اید.

من: جدی می گویید جناب سروان؟! من تابلویی ندیدم.

(در همین هنگام افسر با انگشت تابلویی را به من نشان دادن که ظاهرا از دیدِ من مخفی مانده بود).

افسر: تابلو اینجاست.

من: یعنی من مرتکب خلاف شده ام؟ حالا به نظر شما چکار کنیم؟

(لحن گفتن من کمدی و با حالت شوخی توام بود بعلاوه ی لبخندی که بر لب داشتم)

افسر: می دانید که جریمه گردش به چپ در تقاطع های چراغ دار معادل عبور از چراغ قرمز است یعنی ۲۰۰ هزار تومان.

من: جدی می گویید جناب سروان؟!

افسر: بله، ولی من از همان لحظه ای که شما را دیدم شما لبخند زده بودی و خیلی برای من جالب بود. این خنده ی شما و حسن رفتارتان باعث شد که من تصمیم گرفتم به شما تخفیف دهم.

من با کمال خوشحالی و لبخندی که کم کم داشت تبدیل به خنده می شد گفتم: خیلی متشکرم. حالا این تخفیف چی هست؟

افسر: من جریمه را بجای گردش به چپ، نبستن کمربند درنظر می گیرم. طوریکه در هنگام پرداخت خودتان از مسئول بانک بابت این جریمه خجالت بکشید!

من چون مدت زیادی بود که جریمه نشده بودم یا لااقل جریمه تسلیمی نداشتم پرسیدم: مگر مبلغش چقدر است؟

افسر با لبخند گفت: روی برگه نوشته ام.

من برگه را گرفتم و دیدم مبلغ جریمه ۱۲ هزار تومان است. از مامور راهنمایی و رانندگی تشکر کردم و با هم دست دادیم و هر دو خندان از هم جدا شدیم.



چه نکته هایی در این خاطره نهفته است؟

۱)  لبخند من باعث ایجاد حس شادی و شعف در مخاطب شد.

۲)  مخاطب هم به تبَع من، لبخند می زند (تشویق به لبخند زدن می شود).

۳)  مکالمه ای محترمانه و در عین حال دوستانه و به دور از هرگونه تنش، انجام شد.

۴)  انرژی مثبت لبخند، باعث تخفیف در مجازات شد.

۵)  مخاطب، همیشه خاطره ی خوبی از این اتفاق در ذهن خواهد داشت.

 

پانوشته:

۱٫ ممکن است نیمه خالی لیوان را اینگونه ببینید: “نه! اصلا آن مامور خودش کارِ خلاف قانون انجام داده و باید جریمه ی درست را می نوشت”. 

من هیچ قضاوتی در این مورد نمی کنم و البته بر این باورم که رفتارهای من و آن افسر راهنمایی و رانندگی، تاثیر متقابلی بر یکدیگر داشته اند.

۲٫ در این ازدحام و شلوغی خیابان های تهران آن هم در ماه پایانی سال، برخورد با یک راننده ی خندان، می تواند تاثیر شگرفی برای آن مامور داشته باشد با توجه به اینکه اکثر رانندگان با چهره ای اخمو، شاکی و عصبانی با ماموران روبرو می شوند.

۳٫ عکس: تولد یکی از همکاران شاتلی ام

 

 

 

 

 

پس از خواندن این متن، پیشنهاد می‌کنم نوشته‌های زیر را نیز بخوانید:

 

در همین رابطه بخوانید:  قاچاق آدم نمی کنیم ولی آدمها ما را قاچاق می کنند!

چگونه بدون عمل جراحی صورتی زیبا و جذاب داشته باشید

 

(بازدید امروز: ۱)

دیدگاه بگذارید

2 نظرات روشن "لبخند بزن تا جریمه نشوی"

avatar
ترتیب:   جدیدترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
محمد رضا تقی پور
مهمان

مرسی از نوشته دوست داشتنینون!!
منم به قدرت لبخند زدن توی کارها معتقدم و فکر میکنم باعث وقوع اتفاقات مثبت میشه.

wpDiscuz